|
وبلاگ علی جودکی
|
|
|
|
||||
|
پیامک گمراه کننده چند روز پیش پیامکی به این مضمون به دستم رسید: «... تا زمانی که گوگل نام خلیج فارس را دوباره روی سایتش قرار ندهد باید تحریم شود. به جای آن از دیگر سایتها مثل Bing.com استفاده شود...» این پیامک را می توان به خبری نسبت داد که از جانب یک بنگاه خبری در روز جمعه 15 اردیبهشت منتشر شد و روز های بعد به شکل وسیعی توسط خبرگزاریهای داخل کشور منعکس گردید. مضمون خبر مربوط است به سرویس نقشه های گوگل و حذف نام خلیج فارس که این روزها دوباره به بحث روز تبدیل شده و مورد اعتراض کاربران ایرانی این سرویس قرار گرفته است.گزارشگر می گوید: «حذف نام خلیج فارس در چند روز اخیر از روی نقشه های گوگل، اعتراض شماری از ایرانیان را به دنبال داشته است» که مسئولان این شرکت در پاسخ می گویند: «نیازی نمی بیند که برای همه نقطه های جهان اسم بگذارد!» این شرکت آمریکایی (گوگل) دلیل دیگری نیز برای این کار خود آورده و گفته است: «نمی خواهد وارد دعواهای سیاسی شود!» گزارشگر این برنامه می گوید: «از مسئولین گوگل پرسیدیم که به عنوان مثال آیا هیچ مکان یا خلیج دیگری در دنیا وجود دارد که شما برای آن هیچ اسمی نگذاشته باشید؟ که پاسخ مسئولین گوگل "خیر" بوده است» بی اهمیت دانستن نام خلیج فارس از سوی گوگل در حالی است که گوگل در سرویس "گوگل ارث" Google Earth کار متفاوت و عجیب تری کرده و آن اینکه برای این مکان "دو نام" به کاربرده است؛ یکی نام اصلی آن "خلیج فارس" و دیگری نام جعلی آن یعنی "خلیج ع رب ی". گوگل در توجیه این کار خود گفته است: « اصلا قصد موضعگیری سیاسی ندارد و قصدش فقط این است که کسانی که می خواهند این خلیج را با نام "خلیج ع رب ی" جستجو کنند بتوانند آن را پیدا کنند» گوگل می گوید: "سیاستش این نیست که همه مناطق جهان را روی سرویس نقشهاش نامگذاری کند." اما این شرکت مثالی از دریا یا منطقه دیگری در جهان که مثل خلیج فارس، نامی برای آن روی سرویس نقشهاش ظاهر نشود برای خبرنگار ارائه نکرد. در حال حاضر در صورت جست و جوی نام خلیج فارس به زبان های مختلف در نقشه گوگل، این سرویس شما را به محل خلیج فارس بر روی نقشه هدایت می کند بدون آنکه نام آن بر روی صفحه وجود داشته باشد. بدین ترتیب به نظر می آید خلیج فارس تنها محل جغرافیایی جهان است که در شرایط کنونی هیچ نامی بر روی برنامه نقشه گوگل ندارد. این در حالی است که در نرمافزار دیگر این شرکت به نام گوگلارث هم نامهای خلیج فارس و خلیج عربی در کنار هم نمایش داده میشوند. گرچه توجیهات گوگل مضحک تر از آن است که جوابی قانع کننده ارائه دهند اما باید گفت، خلیج فارس فقط "یک نقطه" در جهان نیست بلکه از جهت مساحت حتی بزرگتر از برخی کشورهای جهان و هزاران برابر دریاچه های کوچکی است که گوگل نام آنها را در نقشه های خود ثبت نموده است و از جهت اهمیت نیز قسمت عمده ای از اقتصاد اروپا و آمریکا از این منطقه تامین می شود. اگر گوگل یک موسسه علمی است باید بر اساس داده های تاریخی و علمی کار کند نه جریانات سیاسی. خلیج فارس بزرگ تر و نام آن مشهور تر از آن است که نیاز باشد با نام های جعلی مورد جستجو قرار گیرد. خبرگزاریهای داخلی نیز از روز دوشنبه 18اردیبهشت از هجوم کاربران ایرانی به گوگل خبر دادند. روزآنلاین می نویسد: «یک هفته بعد از حمله اینترنتی ایرانیان در سراسر جهان به صفحات فیس بوک پادشاه عربستان و رئیس جمهور آمریکا، این بار صفحه رسمی شرکت گوگل در فیس بوک است که مورد هجوم گسترده ایرانیان قرار گرفته است. هزاران ایرانی با گذاشتن نظرات خود در این صفحه نسبت به حذف نام خلیج فارس در نقشه ی گوگل به شدت اعتراض کرده اند.آنها در کامنت های پرشمار خود که اغلب به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی نوشته شده، بر نام تاریخی خلیج فارس تاکید و جزایر سه گانه این آبها را جزو همیشگی تمامیت سرزمینی ایران دانسته اند...» در مورد پیامکی که در ابتدا به آن اشاره شده باید به عرض برسانم که اصولا سایت Bing.com مربوط به یکی از شرکتهای زیر مجموعه شرکت بزرگ مایکروسافت است که نه تنها در نامگذاری خلیج فارس امانت را رعایت نکرده بلکه تعدادی از جزایر ایرانی را به شیخ نشینهای خلیج فارس بخشیده است! آن وقت عده ای دانسته یا نداسته کاربران ایرانی را تشویق می کنند که از این موتور جستجو گر استفاده کنند! سابقه نامگذاری جعلی برای خلیج فارس در ارتباط با سابقه این نامگذاری جعلی، اینجانب مطلبی تحت عنوان " نام جعلی خلیج ع ر ب ی چگونه شکل گرفت؟" نوشتم که این مطلب در شماره ۱۸۸ (۲۵ مرداد۹۰) هفته نامه سیمره منتشر شد. اکنون با اندکی جرح و تعدیل در محتوی آن، مجددا به زمینه شکل گیری این نام جعلی می پردازیم. با آغاز موج ناسیونالیسم عربی در سال های میانی قرن بیستم بود که کشورهای عربی اندک اندک نام تاریخی خلیج فارس را به خلیج عربی تحریف کردند. این عنوان از آن رو جعلی خوانده می شود که در هیچ سند و نقشه تاریخی بین المللی و منطقه ای، حتی در کشورهای عربی، عنوانی به این شکل وجود ندارد. در مقابل در تمام اسناد، مدارک و نقشه های جهان از 2500 سال پیش که زمان تقریبی تشکیل کشور ایران بود، نام این آب ها خلیج فارس ذکر شده است. دولت های ایران چه در دوران پادشاهی پهلوی که ادعای اعراب برای تحریف نام خلیج فارس آغاز شد و چه در زمان جمهوری اسلامی که این ادعاها ادامه پیدا کرد، بر فارس بودن خلیج فارس تاکید کرده اند. استفاده از نام "خليج عربی" در کشورهای عربی عمدتاً از زمان رياست جمهوری جمال عبدالناصر در مصر باب شد. کسی که در زمان خود رهبر "جنبش ملی جهان عرب" به شمار می رفت. اما مستندترین مدرک موجود مربوط است به ایده يك سياستمدار بريتانيايي كه نخستين بار استفاده از اين عبارت را به شيخ هاي عرب حاشيه جنوبي خليج فارس پيشنهاد كرد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسى دولت بريتانيا در خليج فارس بود پس از مراجعت به لندن در سال ۱۳۴۵ هجرى خورشيدى كتابى درباره سواحل جنوبى خليج فارس منتشر كرد و در آن براى نخستين بار عنوان تازه و جعلى اى به خليج فارس داد. دکتر پيروز مجتهدزاده در كتاب "نام خليج فارس در درازاى تاريخ" مى نويسد: چارلز بلگريو در كتاب خود ادعا كرده بود كه اعراب علاقه مندند خليج فارس را خليج عربى بنامند. بلافاصله پس از انتشار كتاب "ساحل دزدان" (نامى كه پيشتر به سواحل جنوبى خليج فارس اطلاق مى شد) استفاده از اصطلاح جعلى خليج عربى در مطبوعات منطقه آغاز شد. پس از چندى در مكاتبات رسمى كشورهاى حاشيه خليج فارس «Arabian Gulf» به جاى «Persian Gulf» نشست. دولت ايران در آن زمان گرچه در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محموله هايى كه نام «خليج عربى» را روی خود داشت خوددارى می كرد، اما ديپلمات بريتانيايى كار خود را كرده بود و اعراب با واژه تازه اى آشنا شده بودند... این موضوع بیش از هر چیز، مثل معروف «کار؛ کار انگلیسی ها است!» را به ذهن متبادر می کند. چند سال پیش نیز مؤسسه نشنال جئوگرافيک در اطلس جدید جغرافیایی خود حدود هفده هزار مورد تغيير اعمال کرد. گنجاندن نام خلیج عربي در كنار نام خليج فارس؛ "قيس" و" ابو شعيب" خواندن جزاير "كيش" و "لاوان" و اشغالي خواندن جزاير سه گانه ايراني از جمله هفده هزار تغيير بود! آلن کارول، رئيس گروه تدوين کنندگان نقشه های اين اطلس گفته بود در نام گذاري اين نقشه ها رسم است كه از منابع سازمان ملل متحد، وزارت امورخارجه آمريکا، سفارتخانه دولتهای مختلف در واشنگتن و بسياری از سازمانهای ديگر استفاده می شود و ثبت اسامی مورد استفاده در نقشه ها به صورت مرتب با هيئتی ويژه در زمينه ی نام های جغرافيايی در ميان گذاشته می شود اما تصميم نهايی برای ثبت اين اسامی را خود نشريه می گيرد. گرچه رئيس گروه تدوين کنندگان نقشه های نشنال جئوگرافيك گفته بود که نام "خليج فارس" در اطلس نشنال جئوگرافيک، همچنان به عنوان نام اصلی اين خليج به کار خواهد رفت اما وي دليل این کار اینگونه توجیه می کند: «نام "خليج عربی" در اين اطلس گنجانده شده تا کسانی که از اين نام به عنوان کليد واژه در جستجوهای اينترنتی استفاده می کنند بتوانند اطلاعات مورد نياز خود را بيابند.» با اين همه آلن کارول اعلام كرد که نام "خليج عربی" در اين مؤسسه بازبينی خواهد شد. در آن زمان ایرانیان سراسر جهان با راه اندازی طوماری اینترنتی نسبت به این نامگذاری اعتراض کردند. به هر روی موسسه نشنال جئوگرافيك عقب نشینی کرد و در اولین اقدام نسخه اينترنتي اطلس جديد خود را تصحيح كرد و برای یکایک معترضین اینترنتی نامه عذر خواهی فرستاد... به هر حال ماجرای نام گذاری جعلی برای خلیج فارس همچنان ادامه دارد و کنار گذاشتن تئوری توطئه (حد اقل در این مورد خاص) برای نگارنده دشوار است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:33 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جزیره بوموسا در مورد جزیره ی «ابوموسی» باید گفت در زمانهای قدیم اصولا جزیره ای به این نام وجود نداشته است. بر اساس اسناد انتشار یافته اخیر (از سوی وزارت امور خارجه ایران) این جزیره نام «بوموسا » داشته و این نام كاملا ایرانی و فارسی است. البته صرف غیر فارسی بودن نام یک مکان دلالت بر ایرانی نبودن آن نمی کند. اگر ملاک عربی بودن این جزیره، نام عربی آن باشد پس قلعه فلک الافلاک خرم آباد هم از آن شیخ نشین بحرین است! استاد «فریدون جنیدی» در نامه ای به استاد «ایرج افشار سیستانی» ضمن تأیید تحقیقات استاد سیستانی نوشته اند: "بو" بی تردید غیر عربی و فارسی است و "سا" را عرب ها "سی" می نویسند تا نام را عربی كنند. استاد ایرج افشار سیستانی محقق و استاد دانشگاه در كتاب خود به نام «جزیره بوموسا و جزایر تنب بزرگ و تنب كوچك» در صفحه ی 67 و 68 می نویسد:نام این جزیره "بابا موسا" بوده، مثل بابا طاهر، بابا كوهی و ... "بابا" اصطلاح دوران صفویه و بازمانده از دوران تیموری و سلجوقیان است كه به اقطاب، مرشدان و زاهدان اطلاق می شده است. معمولا زاهدانی كه گوشه ای را برای عبادت و انزوا اختیار می كرده اند "بابا" و یا "بو" می نامیده اند. استاد سیستانی در ادامه افزوده است: «چون جزیره ی بوموسا دارای آب شیرین، كشتزار و مراتع مرغوب بوده است، مردم بندر لنگه تا 80 سال پیش، آن را "گپ سبزو" یعنی سبزه زار بزرگ می خواندند. شیخ شارجه در گذشته گوسفندان خود را برای چرا به جزیره ی بوموسا یا گپ سبزو می فرستاده و حق چرای آن ها را به دولت و حاكم بندر لنگه می پرداخته است. (چه غم انگیز است كه دولتی از سر لطف به چوپانی اجازه ی چرای گوسفندانش را بدهد و گوسفند چران با گستاخی ادعای مالكیت كند!) استاد سیستانی در ادامه می افزاید: پس از نفوذ انگلیسی ها به خلیج فارس، آنان برای طرد عنصر ایرانی از آن، عنوان جعلی ابوموسی را كه یك عنوان عربی است برای این جزیره برگزیدند. در نقشه ی خلیج فارس كه براساس آخرین اطلاعات "ج. ونوری" هیدروگراف (آب نگار) در سال 1833 میلادی تصحیح و در سال 1851 میلادی كامل شده است، جزیره ی "بوموسا" به همین نام اصیل ایرانی و درست آن یاد شده است. یعنی خود محققان انگلیسی هم در حدود صد و پنجاه سال پیش نام جزیره را در نقشه های خود "بوموسا" نوشته اند و آشكار است كه تغییر این نام، احتمالا توطئه ای بیش نبوده است. متأسفانه وزارت امور خارجه حتی در اطلاعیه های خود نام جزیره را ابوموسی می نامد و از آن تأسف بارتر این كه تلویزیون كشور كه احتمالا از این تاریخچه بی اطلاع است در موقع پخش خبر هواشناسی روی نقشه ای كه در تلویزیون نشان داده می شود نام مجعول ابوموسی را بر صفحه ی خود نمایش می دهد. استاد سیستانی در ادامه می افزاید: «با توجه به مطالب بالا، نام این جزیره در اصل بوموسا كه یك نام قدیمی و ایرانی است بوده كه به مرور زمان به ابوموسی تبدیل شده است.» جنوبی ترین جزیره ایرانی آب های خلیج فارس، جزیره بوموسا است. این جزیره در 222 كیلومتری بندرعباس و هم چنین در 75 كیلومتری بندر لنگه واقع شده است. جزیره بوموسا یكی از چهارده جزیره استان هرمزگان است كه بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن در حدود 5/4 كیلومتر است. شهر بوموسا مركز جزیره بوموسا است. ارتفاع آن از سطح دریا 46 متر و مساحت آن 22 كیلومتر مربع است. جزیره بوموسا نزدیك ترین پهنه خشكی از خاك ایران به خط استوا است كه آب و هوای مرطوب و گرم تری دارد. این جزیره هم اکنون فاقد آب و اراضی مناسب كشاورزی است؛ ولی كشت و زرع محدودی در آن صورت می گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند. این جزیره یكی از مراكز صدور نفت خام كشور است كه با ظرفیتی قابل توجه فعالیت می كند. وسعت شهرستان ابوموسی 8 / 68 كیلومتر مربع است كه مشتمل بر جزایر بوموسا (با 12 كیلومتر مربع)، جزیره تنب بزرگ (با 3/10 كیلومتر مربع) تنب كوچك (با 5/1 كیلومتر مربع)، سیری (با 3/17 كیلومتر مربع)، فرور بزرگ (با 2/26 كیلومتر مربع) و فرور كوچك (با 5/1 كیلومتر مربع) است. جزیره تـنب بزرگ این جزیره در فاصله 14 مایل دریایی از جنوب غربی جزیره قشم، 97 مایل دریایی از بندرعباس و 27 مایل دریایی از شمال شرقی بوموسا واقع شده است. طول و عرض آن 75/3 در 9/3 كیلومتر و مساحت آن 3/10 كیلومتر مربع است. مرتفع ترین نقطه جزیره ی تنب پنجاه و سه متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در قسمتهای جنوب غربی این جزیره و در نزدیكی سواحل آن، خانه های مسكونی از طریق چندین خیابان و جاده به هم پیوسته اند. این جزیره دارای موج شكن و لنگرگاه است. مردم بومی این جزیره از صید ماهی و مروارید امرار معاش می كنند. در این جزیره معدن خاك سرخ نیز وجود دارد. جزیره تـنب كوچك این جزیره مثلثی شكل در شش مایلی غرب تنب بزرگ قرار دارد. فاصله آن تا مركز استان از طریق دریا، حدود صدو پنج مایل دریایی است. بزرگترین قطر جزیره 9/1 كیلومتر و مساحت آن حدود 2 كیلومتر مربع است. این جزیره غیرمسكونی است و مرتفع ترین نقطه آن از سطح دریا، بیست و یك متر ارتفاع دارد. *یک مایل دریایی حدود620 متر است *به رسم امانت یادآور می شود از سایت تبیان نیز استفاده شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 10:9 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام... با آرزوی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 1:53 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جهت آشنایی بیشتر با "کتاب طلای سرخ لرستان" نوشته اینجانب که اخیرا توسط انتشارات سیفا منتشر گردیده، رجوع می نمائیم به بخشی از مقدمه کتاب:« این کتاب برگرفته از نتیجه یافته های یک پروژه تحقیقی است تحت عنوان "اقلیم کشاورزی استان لرستان در رابطه با کشت زعفران" که در سال 1385 توسط نگارنده انجام شد. جهت پرهیز از بسط کلام و شرح موضوع مورد بحث این کتاب که در راستای تغییر الگوی فعالیت اقتصادی نوع اول (کشاورزی) در استان لرستان نگارش شده، لازم است ابتدا آمار جمعیتی این استان در کنار نرخ بیکاری، تعداد افراد شاغل در بخش کشاورزی و وسعت اراضی کشاورزی دیم که قابلیت کشت زعفران به عنوان جایگزین محصولات سنتی را دارد سنجیده شود. جمعیت استان لرستان بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 1385 معادل 991/691/1 نفرمی باشد. از مجموع جمعیت این استان تعداد 913/667 نفر در روستاها زندگی می کنند.(جمعیت قابل توجه روستایی، زمینه ساز توسعه کشاورزی) همچنین میزان باسوادی درسال 1385 بر اساس آخرین برآورد82 درصد می باشد.(سواد زمینه ای برای امکان استفاده از کتب و نشریات ترویجی به منظور بهره برداری از روشهای علمی در کشاورزی نوین و محصولات جایگزین) نرخ بیکاری در استان لرستان بر اساس جدیدترین آمار که مربوط به آذرماه 1388 می باشد به مقدار بی سابقه 2/20 درصد رسیده به نحوی که اختلاف نرخ بیکاری کشور در کمترین و بیشترین استان-هرمزگان با 6/3 و لرستان با 2/20 درصد- به 6/16 درصد رسیده است. این استان علاوه برزمینه های فوق به میزان 800هزارهکتار اراضی قابل کشت دارد که از این تعداد 200 هزار هکتار به صورت آبی و 600 هزار هکتار به صورت دیم کشت می شود. موضوع عدم تامین مناسب آب کشاورزی در سطح استان یکی از مشکلات عدیده کشاورزی است که جا دارد مسئولین استان نگاه دقیق تر و عزم جدی تری نسبت به این مسئله داشته باشند. استان لرستان گرچه با وجود مشکلات موجود از لحاظ تولید جبوبات مقام اول را در کشور دارد و از لحاظ انجیر، انار و سایر محصولات باغی جزء استانهای دارای مقام نسبتا مناسب است، اما شرایط آب و هوایی این استان زمینه بسیار مناسبی برای گسترش و کشت محصولات پربازده و پر منفعت تر دیگری چون زعفران را نیز دارا است. بی شک هرجا توسعه ای رخ می دهد این توسعه مدیون زحمات و تلاش تحقیقات است و تنها فعالیتهای تحقیقاتی است که با ارائه الگوهای مناسب زمینه را برای توسعه فعالیتهای اقتصادی نوع اول(کشاورزی) فراهم می کند. این کتاب به خواننده خود می گوید جمعیت استان لرستان به مرز 2 میلیون نفر رسیده است و نرخ بیکاری در این جمعیت میلیونی بیش از 20 درصد است، از طرفی شرایط اقلیمی و زمینهای کشاورزی فراوانی به صورت آبی و دیم برای کشت زعفران فراهم است. محصول پر بازدهی که سودآوری آن دهها برابر محصولات سنتی نظیر گندم و جو است...این کتاب گرچه با عنوان طلای سرخ لرستان نگارش شده اما حاوی مطالب متنوعی اعم از موقعیت جغرافیایی، ویژگیهای طبیعی، تقسیم بندی سیاسی، ساختار زمین شناسی، آب و هوا، خاک، پوشش گیاهی و مراتع استان لرستان می باشد که این موضوعات برای هر مخاطب عام می تواند جالب توجه باشد. موضوعات تخصصی تر که شامل تجزیه و تحلیل داده های اقلیمی-آماری و بحث و نتیجه گیری است برای مخاطبین خاص اعم از دانشجویان،مهندسین و مروجین امر کشاورزی قابل استفاده خواهد بود.در پایان کتاب نیز روش کاشت، داشت و برداشت زعفران به زبان بسیار ساده همراه با معادل سازی لغات و اصطلاحات کشاورزی به صورت بومی آورده شده است. با این توصیف به نظر می رسد هر فرد علاقمند به مطالعه با هر انگیزه ای بتواند با این کتاب ارتباط برقرار کند»
+
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 7:44 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در این نوشتار ابتدا تعریفی از «ژئوپارک» ارائه می گردد، سپس مبحث مربوط به زمین شناسی و برنامه «شبکه بينالمللي ژئوپارک» را به اختصار شرح خواهم داد. در پایان، گزارش مشاهدات عینی خود را جهت اطلاع خوانندگان ارائه خواهم داد. باشد که این نوشتار باعث شود مدیران ارشد استان، روسای دانشگاهها و سایر دلسوزان به فکر ثبت این میراث ماندگار باشند. ژئوپارک (geopark) مخفف پارک زمينشناسي (Geology Park) ميباشد و به سرزمينهايي که پديدههاي زمينشناسي بيهمتا و تاريخچه تکامل زمينشناسي مشخص دارند گفته ميشود. به عبارت ديگر ژئوپارک سرزميني است که يک يا چند جايگاه مهم از نظر علمي(نه تنها زمين شناختي، بلکه باستانشناسي، اکولوژيکي يا فرهنگي) را در خود جاي داده است.انتخابات مجلس نهم لرستان پلدختر معرفي يک ژئوپارک بر اساس مواردي همچون تکامل و شکل زمين، چشمانداز زمين(Natural landscape)، تشکيلات زمينشناسي، خاکشناسي، کانيشناسي، سنگشناسي، فسيلشناسي، باستانشناسي، ميراث فرهنگي، زيست محيطي و مناطق با ارزش از نظر گونههاي جانوري و گياهي ميباشد. ژئوپارک ميراث بجاي مانده ازفعاليتهاي طبيعي و بشري در کره زمين است. در اين ميان هر کشوري که از تاريخ کهن وپيچيدگيهاي زمين شناختي بيشتري برخوردار باشد، پتانسيل مناسبي را در توسعه ی اين صنعت به همراه خواهد داشت. هدف اصلي از ايجاد ژئوپاركها، حراست وحفاظت از ميراث زمين است كه در معرض صدمات ناشي از فعاليتهاي انساني قرار دارد. درپاسخ به نياز روز افزون به يک نهاد بين المللي براي شناخت سرزمينهايي که از نظر زمينشناختي و علوم زمين جالب توجه هستند، يونسکو طرحي به نام برنامه «شبکه بينالمللي ژئوپارک» ايجاد نمود. اين شبكه بستري براي تشريك مساعي متخصصين و دستاندركاران ميراث زمين خواهد بود. يکي ديگر از نتايج اين طرح،گسترش ژئوتوريسم ميباشد. ژئوتوريسم در همراهي با اکوتوريسم، پديدههاي زمينشناسي و زيستمحيطي را به خدمت آرامش روحي انسانهاي کنجکاو در ميآورد و آنان را در سفري جذاب، لذتبخش و پرخاطره به کشف ناشناختههاي جهان هستي و نزديکي با طبيعت و غوطهور شدن در جاذبههاي طبيعي آفرينش فرا ميخواند. از زماني که يونسکو طرح شبکه بين المللي ژئوپارک را به اجرا درآورد، شاهد آن هستيم که تعداد زيادي از مکان ها در سراسر دنيا از جمله کشورمان شناسايي گرديده و به عنوان ژئوپارک معرفي شده اند تا مورد حمايت و حفاظت قرارگيرند. ايران از جمله سرزمينهايي است که بدليل تاريخ کهن وتنوع محيط زمينشناسي پتانسيلهاي فراواني براي معرفي ژئوپارک های متعدد را دارا مي باشد. گزارش مشاهدات عینی نگارنده:«... در این گردش علمی بیاد ماندنی به اتفاق دوستان بر فراز صخره ای مشرف به مصالح تخریبی یازده هزار سال پیش بزرگترین زمین لغزش دنیا، موسوم به "زمین لغزش سیمره" ( واقع در حوالی تنگ فنی در ضلع جنوبی شهر پلدختر) قرار گرفتیم. لحظات بیاد ماندنی بود. باد نسبتا ملایمی می وزید و خبری از گرمای طاقت فرسای خرداد ماه در این منطقه نبود... خلاصه یاد داشتها: الف- دره های طولی: زاگرس یکی از واحدهای ژئوفیزیکی کشورمان است که به واحد جنوب غرب نیز شهرت دارد. این واحد یکپارچه ترین توده کوهستانی ایران است. یکی از اشکال مورد مشاهده که به وفور مشاهده گردید دره های پر پیچ و خمی بود که بصورت طولی معمولا روی پهلوی طاقدیس های نامتفارن ایجاد شده بودند. این عارضه به صورت اصلی و فرعی در حوزه رودخانه کشکان به چشم می خورد. مکانیزم تشکیل دره های طولی بیشتر در ارتباط با عملکرد فرسایش رود خانه ای در امتداد درز و شکاف های تکتونیکی می باشد. پس از اینکه فرسایش آب لایه های سخت آهک پهلوی طاقدیس در امتداد طبقات را شکافته، لایه های سست زیرین را تعقیب کرده و به تدریج در محل دره های عمیق را بوجود آورده است. به طور کلی رشته های طویل به شکل تیغه که توسط دره های عمیق طولی از هم جدا شده اند، چشم انداز غالب منظر زمین در این منطقه است. ب-لغزش لایه های زمین شناسی (موضوع زمین لغزش سیمره): لغزش لایه های زمین شناسی از فرایند های دامنه ای است که در قلمرو زاگرس اتفاق می افتد و تقریبا می توان آن را از پدیده های خاص زاگرس میانی به شمار آورد. در این منطقه آب حاصل از بارش باران یا برف از طریق درزو شکافهای لایه های آهک رویی نفوذ کرده و به لایه های غیر قابل نفوذ "مارن" و "شیل" در زیر می رسند. لایه های سست مارن یا شیل با جذب آب به حالت خمیری و لغزنده در می آیند و این امر موجب ناپایداری لایه های آهک رویی می شود. درجایی که شیب دامنه زیاد باشد یا در اثر فرسایش کنار رود پی دامنه خالی گردد و یا اینکه تکان ناشی از زلزله به وقوع بپیوندد، لایه های آهک در اثر نیروی ثقل به طرف پایین حرکت خواهند کرد که نمونه آن در زاگرس میانی بارها اتفاق افتاده است. چنین فرایندی ممکن است به صورت آرام یا ناگهانی صورت گیرد. درصورتیکه این پدیده ناگهانی باشد لایه های فروریخته در برخورد با سطح زمین متلاشی شده و بصورت بلوک های خرد شده به اطراف پراکنده می شوند. به هرحال پدیده لغزش سیمره که ناشی از تکان های ناشی از زلزله بوده بزرگترین پدیده لغزش یکپارچه لایه های زمین شناسی در دنیا معرفی گردیده است. این لرزش در دامنه شرقی کبیرکوه مشرف به دره سیمره در نزدیکی پلدختر به وقوع پیوسته است. در این پدیده لایه های آهک آسماری به ضخامت 300متر در طول حدود 14کیلومتر از دامنه شرقی کبیر کوه بطور ناگهانی به طرف ناودیس سیمره حرکت کرده و در برخورد با سطح زمین به کلی متلاشی شده است.(مصالح تخریبی این پدیده را در کنار جاده "تنگ فنی" یا منطقه "چل جایدر" می توان مشاهده کرد) شدت برخورد به حدی بوده که قطعات خرد شده تاشعاع 15 کیلومتری به اطراف پراکنده شده اند. این قطعات که حجم بعضی از آنها به 25 متر مکعب می رسد از روی طاقدیس کوه مهله گذشته و تا طرف دیگر دره سیمره پرتاب شده اند. حجم مواد فرو ریخته شده را حدود 20کیلومتر مکعب تخمین زده اند. این مواد در سطحی معادل 100کیلومتر مربع پراکنده شده اند. تشکیل دریاچه های متعدد از پیامدهای بعدی این زمین لغزش بوده که بقایای بعضی از این دریاچه ها هنوز در محل باقی مانده اند.(تالابهای پلدختر) گفتنی است دریاچه اولیه تشکیل شده در پشت زمین لغزش، طولی برابر با 80کیلومتر و عمقی حدود 182متر تخمین زده شده است. ج-سایر مشاهدات:مشاهده پدیده هایی نظیر فرسایش ورقه ای، فرسایش شیاری، فرسایش خندقی، گالی ها (نوع پیشرفته فرسایش خندقی)، آهکهای آسماری( آهکهایی که مقاومت بیشتری دارند)، گچساران، مشاهده فرسایش کناره ای در جوار کشکان (بابا خوارزم)، تراسهای آبرفتی کنار رود خانه و مارنهای لجنی از دیگر مواردی است که به جرات می توانم بگویم در هیچ جای ایران نمی توان آنها را بطور یکجا دید که این موضوع توجه هر علاقه مند به طبیعت و علاقمند به دانش جغرافیا و علوم ژئوماتیک را به خود جلب می کند. مشاهداتی که شرح آن رفت را در کنار پل تاریخی پلدختر، آبشار افرینه، غار کلماکره، کشفیات جدید منابع نفت وگاز ... قرار دهید تا اهمیت موضوع روشن گردد.» در پایان یک سوال مهم از مدیران ارشد استان و کارشناسان مرتبط با موضوع دارم و آن این است آیا پلدختر قابلیت تبدیل شدن به یک "ژئوپارک ملی" و به تبع آن "پارک ژئوتوریسم" را دارد یا خیر؟ برای قابلیت نداشتن آن دلیل بیاورید! این مطلب در شماره ۱۸۲ هفته نامه سیمره منتشر شده است. با تشکر از مهندس رضا میرزایی که در این گردش علمی راهنمای گروه بود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 12:11 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دانشمندان یک روش غیرمعمول برای غلبه بر گرمای کره زمین یافته اند و آن هم این است که کره زمین را به یک مدار دور تر از خورشید یعنی یک منطقه خنک تر حرکت بدهند!این ایده عجیب زائیده ی ذهن مهندسان ناسا و یکسری از اخترشناسان آمریکایی ست که معتقدند این روش حدود ۶ بیلیون سال به عمر سیاره ما اضافه می کند، به عبارت دیگر عمر مفید زمین ۲ برابر خواهد شد! برای این کار طرح هایی هم ارائه داده اند.
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 1:38 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
افتتاح آزاد راه خرم زال که با شعار"زاگرس تسخیر شد" ازطریق رسانه های محلی و بیلبورد های بزرگ منصوب در سطح شهر خرم آباد به سمع و نظرهمگان رسید کمتر کسی را به واکنش منطقی و منصانه نسبت به موضوع وا داشت. لیکن امام جمعه محترم خرم آباد حجت الاسلام قاسم متقی در خطبه های چند هفته پیش خود با اشاره به خسارتهای وارد شده به طبیعت لرستان در جریان احداث آزاد راه خرم آباد – پل زال، خواستار پیگیری مسئولان برای جبران این خسارات شد. وی اظهار نمود: «متاسفانه نکته ای که در احداث این آزاد راه از سوی رسانه ها مورد توجه قرار نگرفت، بحث تخریب هایی بود که در طبیعت صورت گرفت...» برخی مطبوعات محلی نیز طی یاد داشتیهایی ضمن برشمردن مزایای احداث این پروژه نسبتا عظیم ملی که به نام لرستان افتتاح گردید، به اختصار بحث تخریب محیط زیست و از بین رفتن نزدیک به دو هزار شغل در این استان را پیش کشیدند... عملیات ساخت آزاد راه خرم زال در زمان دولت هشتم توسط فردی خیر و سرمایه گذار به شیوه "بای بک" آغاز و حدود یک ماه پیش به مرحله بهره برداری رسید. از محاسن این آزاد راه آنقدر گفته شده که اینجانب ضرورتی در تکرار آن نمی بینم. اما موضوعی که به این نوشتار مربوط می شود، بحث دستاوردی است که برای استان لرستان داشته است. راه اندازی این آزاد راه باعث تخریب بیش از دو هزار هکتار از جنگلهای استان لرستان شده است. دو هزار هکتار را در ذهن تصور نمایید تا عمق این فاجعه زیست محیطی روشن شود! دو هزار هکتار از اراضی که عمدتا داری پوشش گیاهی جنگلی بوده که علاوه بر تولید اکسیژن، پیش گیری از آلودگی هوا، تامین زیستگاه جانوری و تثبیت خاک، می توانست به عنوان یک اکوتوریسم منحصر به فرد مورد استفاده همگان قرار گیرد. پیش بینی می شود با افتتاح این پروژه و تخریب تدریجی پوشش گیاهی و محیط زیست پیرامون آزاد راه، پس از حدود ده سال میزان تخریب به بیش از پنج هزار هکتار برسد. در زمینه تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک فقط به یک نکته اشاره می کنم و آن اینکه بر اساس یافته های مهندسین خاک، برای تشکیل یک سانتیمتر خاک حدود هزار سال زمان نیاز است؛ آنهم در شرایطی که زمینه برای تشکیل خاک فراهم باشد! در مورد از بین رفتن گونه های جانوری کافی است از ابتدا تا انتهای بزرگراه را در یک روز تعطیل به آرامی سیر نمایید تا متوجه شوید چه تعداد جانورهنگام عبور از آزاد راه در زیر چرخ کامیونهای سرکش له شده اند. توصیه می کنم مسیر را به آرامی طی کنید تا شما هم مبادا روباه، خرگوش و یا سنجابی را زیر بگیرید و از طرفی بتوانید از محلهای استقرار پلیس راه که گویی فقط به انگیزه جریمه شما کمین کرده اند به سلامت عبور کنید! اما موضوع دیگری که به عنوان یک دستاورد! از آن باید یاد کرد، از دست دادن 2300 فرصت شغلی در این استان است. اگر این روزها از جاده قدیم خرم آباد- پلدختر عبور کرده باشید، از ویسیان گرفته تا پل زال دیگر خبری از رستوران، قهوه خانه، مکانیکی، ماشین شویی، تعویض روغنی و...به صورت فعال نخوهید یافت! متاسفانه تا کنون هیچگونه اقدامی برای ایجاد شغل یا پرداخت خسارت به این همه آسیب دیده صورت نگرفته و احتمالا صورت نخواهد گرفت. نکته دیگر قابل توجه در این خصوص، منزوی شدن شهرهایی چون ویسیان، معمولان، پلدختر وحتی رومشگان و سایر دهستانها و روستاهای متعدد می باشد که این مسئله آسیبهای خود را به صورت تدریجی نمایان خواهد کرد. بجز مشکلاتی که بطور گذرا به آن اشاره شد، موضوع نحوه افتتاح این پروژه ملی بود که با حضور پرشور برخی مسئولین استانی انجام شد، علی الخصوص نماینده شهرستان پلدختر آقای علی کاییدی که حوزه نمایندگیش بزرگترین آسیبها را از این پروژه دیده است! کاش آقای دکتر کاییدی به جای آن سخنرانی تاریخی اش، حد اقل در این مراسم شرکت نمی کردند. به هر حال برخی مسئولین سطح بالا نظیر استاندارمحترم یا مدیرکل محترم راه و ترابری طبیعی است که در اینگونه مراسم حضور داشته باشند اما افسوس که این نماینده محترم... بماند برای موقع انتخابات! اگر موضوع آزاد راه را کنار بگذاریم بد نیست بدانید، محیط زیست لرستان با همه ظرفیت ها و استعدادها و منابع خدادادیش روی لبه تیغ تیز نابودی است. چرای بی رویه دام، شخم زدن های غیر اصولی، تبدیل عرصه های طبیعی به مزارع کشاورزی و به دنبال آن قطع حجم عظیم درختان بلوط براي زغالگیری از درختان و فرسایش قلب عرصه های منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم آباد به علت تخریب عظیم معادن استخراج سنگ و به تبع آن تغییرات گسترده اکوسیستمی و سیل های ویرانگر سالهای اخیر در شهرستان دوره چگنی و دهها مورد دیگر همه حاصل بی توجهی و کم لطفی به محیط زیست این استان است و این یعنی بی برنامگی محض! منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم آباد با سابقه 30 ساله حفاظت و با حدود 90 هزار هکتار مساحت در خوشبینانه ترین حالت تنها میزبان 150 راس کل و بز کوهی است. (امیدوارم شکارچیان این مطلب را نخوانند تا دمار از روزگار این معدود حیوان بی زبان هم درآورند!) گفته می شود از طبیعت قالی کوه تنها چند راس قوچ و میش باقی نمانده است. منطقه حفاظت شده اشترانکوه در محدوده امن خود از گردشگران بی شماری که اکثریت آنها جز تخریب طبیعت کاری از آنها بر نمی آید پذیرایی می کند. از 11 تالاب اسمی پلدختر 3 یا 4 تالاب بیشتر باقی نمانده که آنها نیز به جز مقداری آب و نیزار بومی چیزی برای خود نمایی ندارند. سمندر لرستانی در گوشه آکواریوم های تنگ و حوصله بر تهران بزرگ کز کرده اند... چندی پیش خود شاهد بودم که در یکی از خیابانهای تهران تعدادی کبک و سنجاب از لرستان به بهای ناچیزی فروخته می شد. از پلنگ و خرس که فقط یک نسل پیش در جلوی دیدگان پدرانمان خود نمایی می کرد دیگر خبری نیست. اگر کسی سراغ دارد سلام ما را برساند! به پلنگ بگویید: از سبیلش برای "داری هار!" کردن دشمنان استفاده نخواهیم کرد! به خرس بگویید: زبانش را برای دوای دردهای بی درمان نخواهیم برید. به کبک بگوئید: دیگرسنگدانش را برای دفع سنگ کلیه نمی خواهیم!.. مع الوصف با توجه به آنچه گذشت، تصور نکنید ما مخالف توسعه هستیم. خیر! ما موافق طرحهای توسعه ای هستیم که با طبیعت باشد نه بر طبیعت. اکنون سوال این است، اکنون که این همه تخریب در محیط زیست و منابع طبیعی استان لرستان به بهانه توسعه صورت گرفته، چرا باز هم ما جزو استان های انتهای جدول از لحاظ توسعه هستیم؟ نکته آخر اینکه به استناد آمار ارائه شده در همایش ضامن آهو ( 5/8/1389) 55 هزار قبضه اسلحه دارای مجوز حمل و نگهداری در لرستان وجود دارد! تعداد اسلحه های فاقد مجوز را پیش بینی کنید آن وقت پیام مرا به پلنگ و خرسی که پیشتر ذکرشان رفت برسانید! به استناد آمار دفتر امور اجتماعی استانداری لرستان بیش از 50 تشکل زیست محیطی در استان ثبت شده است. اکون سوال این است: این همه تشکل تا کنون کدام اقدام عملی را در جهت بهبود وضع موجود انجام داده اند؟ شاید به تعبیر آن خبرنگار محترمی که هفته پیش در حضور استاندار لرستان فرمودند: «طرفداران محیط زیست خود زغال فروش شده اند!» رونق زغال فروشی از فرط بیکاری جوانان این مرز و بوم بوده باشد... به هر حال درد دل بسیار است و گوش شنوا کم. امیدوارم این نوشتار مختصر قدمی باشد هرچند کوچک در راه آگاهی مردم شریف استان لرستان. این مطلب در شماره ۶۸هفته نامه تبلور اندیشه نیز منتشر گردیده است.
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 20:45 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کتاب "فرهنگ جغرافیا" با عنوان فرعی "آشنایی با لغات، اصطلاحات و مفاهیم پایه جغرافیا" نوشته اینجانب آماده چاپ شد. اطلاعات تکمیلی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 20:20 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
Proem, summery of purposes and procdare of exactivity and results.crocus is calld crocus sativus scientifically, from Irida ceous group a herbs several year ling plant without stem and it have onion crocus grow in semitropicall areaes and it is very suitable for this plant that this zones have hot summer and middie winter that this condition are already in stadied zone (khoramabad).In addition more than 95% product of crocus of Iran are producted and other zone of the word have very limited slice from produce of this agri calture product,crop crocus, certainlly forienge sources and reserches have existance /have been exicted/ in limited from that un for tunatlly it is impossible access to these sources or It,s very hard. In stage of country. Basical practicall researches are about knowlage that are published several years ago. In different form, such as book, note. Magazine and… we can express some of them:1- Abrishamchi, Mohamad hassan, crocus of Iran, by toos publish.co. 2- Abrishamchi, Mohamad hassan, khowing and checking crocus of Iran, by toos publish, co. 3- Behnia,mohamad reza 1370 or 1991 A.M, crocus of Iran(Tehran university). 4- Amir ghasemi, torab, Red gold crocas, Ayandegan. 5- Kafi, Mohammad, crocus, technology of plan and produce it, Mashhad-ferdosi university. In lorestan only one research is is about crocus, wit title: crocus and possibility of plan, produse and growing in Lorestan in 1377 or 1998 A.M. by agri researching center in Lorestan agricalture university (Mr khadami, Sepahvand). More ever (in ever sort) result of this basical praeticall researches can help to change the modes of plan and growing crocus and it camprovide and increase the crop of agri field in these zones (lorestan) and other zones that have the same (similar) weather and condition. In fact we can get the result:1- with atteudance to native natural candition of khoramabad plan, plan and produce and growing crocus is possible in agri-field khoramabad plan.2-with growing crocus result to increasing product agri field. 3- life time of crocus in khoramabad is in avroge mode (midlle) a bout 7 year. 4- Time of plan crocus in studied zones (Lorstan) is: from 2.ordibehesht until2. khordad for planing and from 2. mehr until 5 aban for produce it is suitable. By: Ali joodaki
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 21:37 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جغرافیا از دو کلمه یونانی:GeO ,Graphus گرفته شده و به معنای "شناسائی و ترسیم زمین " است. برای پی بردن به ارزش و تاثیر "علم جغرافیا"، ما می توانیم گذران یک روز زندگی خود را مرور کنیم و ببینیم که چگونه در طول روز با علم جغرافیا در ارتباط نزدیک هستیم: صبح با صدای زنگ ساعت سویسی خود از خواب بیدار می شویم، با آبی که از ذوب شدن برف های ذخیره شده در کوه ها به دست آمده و از شیر آب جاری است، دست و روی خود را می شوییم و صبحانه خود را از نانی که گندم آن از روستا ها و پنیر آن از دانمارک، کره آن از هلند، شکر آن از کوبا و چای آن از هندوستان آمده ، صرف می کنیم. تی شرت پاکستانی یا تایلندی خود را پوشیده و از خانه خارج می شویم. اگر هوا ابری باشد و احتمال بارندگی وجود داشته باشد چتر ژاپنی یا چینی خود را بر می داریم و همراه می بریم ... هرگاه به موارد فوق فکر کنیم و بدانیم که این مواد از چه مناطقی ، به چه طریقی و تحت چه شرایطی به دست ما رسیده اند، در این صورت به تاثیر ارزش آگاهی از "علم جغرافیا" پی می بریم و می توانیم در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های خود، هوشیارتر و آگاه تر باشیم. دانشمندان ، علم جغرافیا را درپنج W و یک H خلاصه می کنند.
موارد فوق را می توان برای بهتر شناختن هر پدیده جغرافیایی به کار برد:
مثلا یک آبادی در کجا قرار دارد؟ (where)
چه کسانی در آن ساکن هستند؟(who)
چه چیزهایی تولید می کنند؟(what)
سابقه تاریخی آبادی چگونه است؟(when)
چرا و چگونه ساکنین آن،این منطقه را برای زندگی انتخاب نموده اند؟(why,how)
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:14 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تخلیه ناگهانی فشارهای متمرکز شده در زیر پوسته زمین برای ایجاد تعادل در یک مکان مشخص ، ممکن است سبب شکستگی پوسته زمین شود و امواج ناشی از این انفجار درونی و شکستگی پوسته زمین ، در بخش بالایی این گونه نقاط لرزش ها و تکانهای شدیدی به وجود آورد . به نسبت اندازه انرژی تخلیه شده ، در بخشهای روی زمین و هر آنچه که بر آن بنا شده باشد ، ویرانی روی خواهد داد . از این رو ، در نقاطی که قبلا پوسته زمین دچار شکستگی شده است (گسل های قدیمی ) ، این امکان وجود دارد که پوسته زمین یک دست نیست و از تعدادی صفحات به هم پیوسته تشکیل شده است. در محل اتصال این قطعات نیز معمولا لرزش هایی به وقوع می پیوندد. به طوری که امروزه توانسته اند ،کمربندهای زلزله خیز جهان را در مقیاس قاره ای مشخص کنند. و از آن جا که در این محل ها امکان خروج مواد مذاب درون زمین بیشتر است ، نوعی قرابت بین کمربند زلزله خیز و کمربند آتشفشان های روی کره زمین به وجود آمده است.در مقیاس های کوچک تر،رشته کوه های اصلی در هر منطقه می توانند ،مؤید وجود شکستگی در بخش زیرین ان ها باشند . براساس نظریۀ (تکتونیک صفحه ای)، به وجود آمدن کوهها از برخورد لبه های دو صفحه از صفحات پوستۀ زمین ناشی است. و بازهم در مقیاسی کوچک تر، در هر منطقه از زمین می توان انتظار وجود گسل ، شکستگی یا درز را در پوستۀ زمین داشته باشیم که در اعماق متفاوت به وجود آمده اند ، مگر آن که مطالعات علمی معتبر خلاف آن را ثابت کرده باشند .بنابراین در همه جای کره زمین ، امکان وقوع زلزله وجود دارد ، اما این امکان در محل شکستگی ها و گسل های موجود بیشتر است . بر این مبنا اگر بخواهیم انتشار جغرافیایی زلزله ها را در دنیا به طور مشخص بیان کنیم ، به این ترتیب خواهد بود :
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:35 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چندی پیش به دانشگاههای تربیت مدرس و شهید بهشتی تهران رفتم تا به سایت پایان نامه های دوره دکتری و کارشناسی ارشد آنها سری بزنم و بهره ای بگیرم. علیرغم همراه داشتن معرفی نامه و کارت شناسایی و پارتی (ببخشید، معرف!) هیچکدام از مسئولین سایتها اجازه ندادند بیشتر از ۲۰صفحه اطلاعات از آرشیو شان بردارم. به همین خاطر از رفتن به سایر دانشگاهها منصرف شدم و یک راست به خانه برگشتم! احتمالا این هم یکی از مقررات دوران پهلوی اول است که هنوز (در عصر اطلاعات) در دانشگاههای ما به نحو احسن اجراء می شود و کسی را هم یارای مقابله با آن نیست...
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 2:59 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شما می توانید هر روز جهت اطلاع از چاپ و انتشار جدیدترین کتابهای جغرافیایی دنیا توسط انجمن جغرافیدانان امریکا اینجا کلیک کنید
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 23:3 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگي اطلس جغرافي ماست
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1383ساعت 14:54 توسط علی جودکی
|
|
|||||
|
|||||